جایزه ادبی مشهد

به گزارش چیستآرت
جایزه ادبی مشهد علیالظاهر، سنگ بزرگیاست برای نینداختن که البته به معجزهاش امید است. جایزه ادبی مشهد سنگِ بزرگیاست از آن رو که حسین لعلبذری در مصاحبهای اعلام کرده نیت دارد با بسترسازی بر پایهی مفاهمه و درکِ متقابل، جایزهای در قد و قوارهی مشهد برگزار کند، اما مشخص نشد که در این ایده شمای فرهنگی مشهد مدنظر است، یا ادبیات خراسان رضوی یا میراث خوراسان بزرگ؟ این سوال وقتی حائز اهمیت میشود که:
اولاً بدانیم برای هر بخش از جایزه مشهد، نشانِ ویژهای از مفاخر شرق ایران در نظر گرفته شده است: فردوسی از توس، اخوان و بهار از مشهد و بیهقی از توابع نیشابور (همگی در حیطهی جغرافیایی خراسان رضوی)
دوماً بپرسیم: گیریم جشنوارهی داستان بلقیس، جایزه ادبی یوسف و جایزهی داستان دریچه مربوط به خراسان رضوی نباشند؛ اما آیا جایزه ادبی روایت یا جشنوارهی داستان حماسی نیز در قد و قوارهای بایستهی مشهد برای حضور در تقویم جشنوارههای فارسی نیستند؟
سوماً بر پایهی همان مفاهمه و دیالوگمحوری جسارت کنیم آیا تاکید بر مرکزیت مشهد در این رویدادِ ملی و اختصاص بخش «روایت» جایزه ادبی به این شهر، نوعی غصب معنوی به شمار نمیآید؟
از طرفی دیگر سنگ بزرگ از آن رو نشانهی نینداختن است که این جایزه از داشتن هرگونه تارنما، صفحه، کانال یا پیجی محروم است. درحالی تمام ارجاعات به صفحهی هنر مشهد است که این صفحه هیچ واکنشی نسبت به این رویداد ملی نشان نداده. همین مساله، بیخبری میزاید و ناهماهنگیهای یعدی را به دنبال دارد: مصاحبهها و مجموعهی گفتوگوها، هدفی را دنبال نکرده و بعضاً در نقض یکدیگرند و الخ!
و اما جایزه ادبی مشهد در جریان بوده و هنوز امید به معجزهاش زنده. این رویداد، با تمام کاستیها و ناهماهنگیها، از سه آبشخور روحیه و معنا میگیرد: اول اعتبار دستاندرکاران دردآشنایی چون حسین لعل بذری، فرهاد بردبار و احسانعبدیپور که محل امید به معجزه بوده و هستند؛ دوم افتتاح خانهی ادبیات مشهد که به همت بانیان همین جایزه صورت بسته و موفقیت در تاسیس آن، میتواند پشتوانهای باشد برای ادامهی مسیر؛ و سوم روحیهی احیاء رونق محافل ادبی دههی هشتاد مشهد.
چیستآرت برای نخستین دوره جایزه ادبی مشهد آرزوی موفقیت، پایمردی و استمرار میکند.
اطلاعات بیشتر در مورد نحوه ارسال اثر به جایزه ادبی مشهد در «بیوفراخوان»


